تبليغاتX
برش هایی از واقعیت

    .... چند روز پیش داشتم می رفتم خونه ی یکی از اقواممون.برای رفتن به خونه ی این آشنا چند راه است که نزدیک ترین راه هیجانی ترین  راه است. بازار مواد مخدر شهرمون .همه رقم معتاد اینجا پیدا می شه.یکی نعشه از خونه میاد بیرون .یکی تو کوچه نشسته چرت می زنه .یه چند نفری دارن مواد رد و بدل می کنن.

یکی داره تزریق می کنه...


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط خدیجه السادات میر امینی در یکشنبه ششم اردیبهشت 1388 و ساعت 22:57 |
رسانه ها به ویژه صداو سیما همیشه سعی کرده  در هر مناسبتی برنامه هایی مطابق سلیقه و برای سرگرمی مردم پخش کنه .تو عید نوروز می شه گفت در هر ساعت از  هر شبکه برنامه های مختلف با موضوعات متنوع از تلویزیون پخش شد  آنقدر که گاهی اعصاب همه خرد می شد از اینکه الان می خوایم بریم بیرون فلان سریال قرار بده پس باشه بعدا....اگرچه عزیزان در صدا و سیما هدفی جز خدمتگذاری به مردم ندارند.

دیدن برنامه های تلویزیون  جای صله رحم را گرفته بود و افراد به جای مهمانی رفتن جلوی تلویزیون میخکوب شده بودند.یا هرجا می رفتی صحبت از سریالهایی بود که تو عید از تلویزیون نمایش داده می شد.

می شه گفت که  تقریبا تمام خانواده های ایرانی اسم تمام بازیگران سریال افسانه جومونگ رو حفظند و  تقریبا تمام ایرانی ها این سریال رو می بینند.موقع پخش این سریال همه ساکت فقط تلویزیون رو نگاه می کنند چون اگر یک لحظه غافل بشی انگار تمام آن قسمت سریال رو ندیدی .

بعضی ها هم باید این سریال رو تنها ببینند تا نوششان شود.

خلاصه می خواهم بگم که عید نوروز زمانی برای با هم بودن و صله رحم نه در کنار هم بودن و بی توجه از احوال هم به خاطر دیدن برنامه های تلویزیون...

چه قدر خوب بود برنامه های خوب همیشه پخش می شد تا عید نوروز تنها زمانی برای باهم بودن و صحبت کردن باشه نه کنار هم نشستن و به جای دیگر نگریستن.

+ نوشته شده توسط خدیجه السادات میر امینی در یکشنبه شانزدهم فروردین 1388 و ساعت 22:51 |

 

در اساطیر یونان" آتش "چیزی است که انسان از داشتنش منع شده است و پرومته آن را از خدایان می رباید و به انسان می بخشدو خود گرفتار زنجیر و شکنجه ابدی می شود چرا که آتش را -آگاهی و بیناییرا -به انسان بخشیده است.

یاما و یامی – آدم و حوای ژاپنی و خاور دور – از همخوابگی منع شده اند . پس در این مذاهب میوه ممنوعه عشق است که یامی از یاما می خواهد که با او بخوابد اما یاما می گوید ما را از عشق منع کرده اند . و چون یامی می گوید این عشقبازی نیست و کاری است برای ادامه ی نسل و جاودانگی یاما راضی می شود .بنابراین میوه ممنوع ، عشق و عشق به معنای جاودانگی و خلود است .در داستان آدم و حوا شیطان هرچه می خواهد در آدم نفوذ کند نمیتواند.ناچار به سراغ حوا می رود.

 

این داستان از" کتاب تاریخ و شناخت ادیان" دکتر علی شریعتی گرفته شده است.

 "قابل توجه همکلاسیهای عزیز که این ترم درس مردم شناسی اعتقادات دینی دارند این کتاب کمک خوبی می تواند برای درک بهتر این درس بشود."

+ نوشته شده توسط خدیجه السادات میر امینی در شنبه پانزدهم فروردین 1388 و ساعت 22:5 |

سلام بالاخره موفق شدم یکی رو پیدا کنم برام تایپ کنه البته خودش داوطلبانه خواست که تایپ کنم چون بهش گفتم امروز تولدمه .

 شاید حرف خاصی برا گفتن نداشته باشم ولی اومدم تا بگم امروز یه ساله شدم تو این یه ساله زیاد حرف نزدم برخلاف شخصیتم تو دنیا ی واقعی اینجا یعنی تو دنیای مجازی کم حرفم شاید به این دلیل باشه که حوصله تایپ کردن و پشت کامپیوتر نشستن رو ندارم . بیشتر دوست دارم با آدم ها باشم و بخندم . اما خب اینجا هم خوب بود . تو این یه ساله دوستای زیادی پیدا کردم . حرفای زیادی خوندم .یه سال مثله برق و باد گذشت . به این زودی من یه ساله شدم . حالا فکر کردن و توصیف کردن و...یاد گرفتم .گاهی اوقات آرزو می کردم یه چیز اختراع می شد تا هر چی تو ذهنم می گذره رو برام بنویسه و یا تایپ کنه اما حالا که نیست تا من بیام و بجنبم و بنویسم بیشترش از ذهنم می پره . الانم فکر نکنید که زرنگ شدم مطالبم رو دوستم برام تایپ کرد

حاشیه :حالا که یکی برام تایپ کرد شما دوستای دیگم برام کیک و شیرینی بخرید که خیلی دوست دارم .

 

+ نوشته شده توسط خدیجه السادات میر امینی در دوشنبه نوزدهم اسفند 1387 و ساعت 22:48 |
از جلسه امتحان بر می گردم  و این مطلب رو می نویسم .بالاخره امتحانهای این ترم هم با همه ی مشکلاتش تموم شد.  شب  بیداریها و به زور چشمها رو باز نگه داشتن و غذا نخوردن به دلیل وقت نداشتن یا استرس.( البته تعرف نباشه ما جز این گروه نبودیم.)

حالا مونده نمره ها که همشون به نوعی شاهکارند . چون اکثر دانشجوها یا تو فرجه حوصله درس خوندن نداشتن  یا دنبال تحقیقاشون بودند و خوندن جزوه رو گذاشته بودند شب امتحان. 

الان هم بیشتر بچه ها دارن میرن خونه هاشون. موقع خداحافظی چند تاشون ازم می خواستند براشون دعا کنم ارشد قبول شند. از خدا می خواهم هر کی آرزوشه ارشد قبول شه به آرزوس برسه."مخصوصا آزاده  شاگرد اول و جزوه نویس کلاس که اگه اون نباشه کار بچه های کلاس واسه جزوه لنگ می مونه.

  

+ نوشته شده توسط خدیجه السادات میر امینی در چهارشنبه دوم بهمن 1387 و ساعت 15:7 |

"خوابگاه چه تاثیری بر الگوهای اوقات فراغت دانشجویان می گذارد؟"

طرح تحقیق

دانشجویان یکی از اقشار مهم هر جامعه هستند بنابراین شناخت الگوهای اوقات فراغت دانشجویان از سوی مسئولان در جهت حذف الگوهای منفی و نامطلوب و غنی سازی الگوهای مثبت و مطلوب بسیار مهم به نظر می آید.چرا که دو سوم وقت دانشجویان در خوابگاه سپری می شود.(خبر گزاری کتاب ایران:1387) و اگر دانشجویان از اوقات فراغت خود به شکل مطلوب استفاده نکنند موجب ایجاد شخصیت های ناسالم و کسل و  به منزله تهديدي جدي براي خودشان می شود.

اگر اوقات فراغت را خلاف شغل و خارج  شدن از حیطه کاری بدانيم و زمانی که فرد به ضروریات زندگی مثل خوابیدن ، غذا خوردن ،استحمام ... نمی پردازند. اوقات فراغت دانشجویاني كه در خوابگاه زندگي مي كنند را  اينگونه  میتوان تعريف کرد :"  اوقاتی که دانشجویان  بیرون ازکلاسهای درس  و  بنا به قوانين مجبور به حضور در خوابگاه می باشند.به ضروریات و امور مربوط به تحصیل مثل انجام تکلیف... نمی پردازند. "

          


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط خدیجه السادات میر امینی در سه شنبه یکم بهمن 1387 و ساعت 15:17 |

 مهاجرت در ايران علل مختلفي دارد.به عبارت ديگر افراد به دلايل مختلف مهاجرت مي كنند.علل مهاجرت را به طور كلي  مي توان عوامل دافعه روستايي و عوامل جاذبه شهري عنوان نمود. كه هر كدام از آنها را به عوامل اقتصادي ،اجتماعي – فرهنگي ،جغرافيايي مي توان تقسيم كرد.به گفته مدير برنامه ريزي توسعه روستايي، مهاجرت در ايران تا الان به صورت لجام گسيسته انجام شده است.(روزنامه سرمايه ،1387:ش844)


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط خدیجه السادات میر امینی در شنبه بیست و یکم دی 1387 و ساعت 11:52 |

" بچه هاي باغ"

وارد باغ شدیم سبزیها تازه سر از خاک درآورده بودند ،درختهای انار به بار نشسته به سان بنده فروتن که همیشه افتاده است شاخه هاشون رو به طرف زمین کرده بودند تا دست هیچ رهگذری رو بی نصیب نگذارند.درخت های ازگیل شکوفه داده و  زمین سر سبز بود. همیشه بعد اولین باران پاییزی باغ خودش را با علف و سبزی و قارچ تزیین می کرد و قشنگتر از هرفصل دیگر می شد.اگر چه درخت انجیر زودتر از هر کس دیگري در باغ خودش رو تسلیم پاییز کرده و زرد و پژمرده شده بود اما سرسبزی باغ مثل پرده ای بود بر روی این درخت تا کسی متوجه اش نشود.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط خدیجه السادات میر امینی در دوشنبه دوم دی 1387 و ساعت 9:48 |

 

تعريف مهاجرت

مهاجرت به معنای عام عبارت است از ترک سرزمین اصلی و سکونت در سرزمین دیگر به طور موقت یا دائم .

انواع مهاجرت از نظر مسافت طی شده ،زمان ،خواست یا تمایل مهاجران و قلمرو سیاسی از هم تفکیک می شوند .


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط خدیجه السادات میر امینی در دوشنبه یازدهم آذر 1387 و ساعت 7:58 |

روز یکشنبه که به دانشگاه آمدیم  پوسترها و پرچمها حاکی از آن بود که قرار است فردا دکتر الهی قمشه ای در دانشگاه سخنرانی ای تحت عنوان جایگاه دانشگاه در تعالی فرهنگی داشته باشد ...

ساعت 20 دقیقه به 10 صبح بود. مکان سخنرانی آمفی تئاتر دانشکده خودمان بود آمفی تئاتر در ساختمان آموزش انسانی قرار دارد.حدس می زدم صندلی خالی در آمفی تئاتر نباشد .اما فکرش را نمی کردم در این موقع حتی نتوانیم وارد ساختمان آموزش شویم.
ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط خدیجه السادات میر امینی در یکشنبه دهم آذر 1387 و ساعت 21:6 |

 

طرح تحقیق

 مسئله

  "دانشجویان در اوقات فراغت خود در خوابگاه  چه می کنند؟"

این سوال از آنجا اهمیت می یابد که 1-دانشجویان یکی از اقشار مهم هر جامعه هستند .که با برنامه ریزی درست برای اوقات فراغت آنها می توان استعداد های بالقوه  آنها را بالفعل رساند.

2-اوقات فراغت هر فردی می تواند تحت تاثیر شغلش باشد.مثلا یک استاد در اوقات فراغتش به مطالعه دروسی که قرار است تدریس کند می پردازد.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط خدیجه السادات میر امینی در یکشنبه سوم آذر 1387 و ساعت 19:38 |

 اشتباه

ماشین که از بابلسر راه افتاد راننده صدای ضبط رو زياد كرد اون قدر كه شيشه هاي پنجره مي لرزيد .سمانه عقب بین دو تا مسافر نشسته بود. یکی  دختری بود دانشجو که از لحظات آشناییش با او در ترمینال چند دقیقه هم نمی گذشت ودو مسافر دیگر  دو پسر جوان بودند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط خدیجه السادات میر امینی در دوشنبه بیست و هفتم آبان 1387 و ساعت 7:45 |

 

این روزا تو خوابگاه غلغله هست. شبش از روزش قابل شناسایی نیست.تاهمین یه ماه پیش جلو در اتاق مطالعه بیشتر از دو سه تا دمپایی نمی دیدی.تو دانگاه هم که پرنده پر نمی زد .

اما امان از شبهای امتحان اونقدر کوتاهه که یه جزوه رو نمی شه یه دور خوند.اوضاع خوابگاه هم به کلی بی ریخته . اتاقهای مطالعه و دانگاه ،حیاط خوابگاه اتاقهای دانشجوها کمه ملت تو لاین هم درس می خونن. ای وای اگه موبایلت زنگ بخوره نمی دونی کجا بری که مزاحم کسی نشی .وقت نداری غذا درست کنی همش مجبوری میوه بخوری .(از شانس دانشجوهای بابلسر تو این فصل  میوه ارزونه.)اون وقت دلت لک می زنه بتونی برنج بخوری. غذای سلف هم که خدا خیرشون بده  یا همش روغنه یا اصلا چاشنی نداره.از هر کی می پرسی تو فرجه درس نخونده گذاشته واسه شب امتحان. کاش فرجه قبل امتحانها  حذف بشه و به روز قبل امتحان موکول شه. به هرحال باید امتحان رو شب قبلش خوند.

+ نوشته شده توسط خدیجه السادات میر امینی در سه شنبه چهارم تیر 1387 و ساعت 14:45 |

تمدن ...civilisation

 تمدن مانند هر پدیده دیگر بنا بر علوم مختلف و نظریه پردازان آن ها تعاریف گوناگونی دارد. تمدن بنا به علوم مختلف تعاریف گوناگون دارد مثلا

مورخین میراث گذشته ی یک جامعه راکه به نسل آینده منتقل می شود تمدن به حساب می آورند.سیاستمداران تمدن را برقراری روابط خارجی و حسن جریان امور داخلی کشور تعبیر کرده اند.جامعه شناسان حالتی مترقی است که ملتها در پرتو آن تحت تاثیر دانشها ی جدید و مترقی قرار می گیرند.(رادمنش ،عزت ال..1370)


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط خدیجه السادات میر امینی در دوشنبه سوم تیر 1387 و ساعت 12:26 |

بالاخره بعد مدتها قسمت شد تا سری به امواتمون بزنیم.قبرستانی که ما امواتمان را آنجا دفن می کنیم در یکی از روستاهای هزار جریب به نام سفیدچاه است.(همون اولین قبرستانی مسلمانان در ایران.که قدمتی قریب به 1400 سال داره.) هنگام رفتن به سر مزارها  وخواندن فاتحه چون بیشتر آدمهایی که زیر این سنگ قبر ها  اسیر خاک شدند رو می شناختم با مشاهده سنگقبرهاشون  متوجه چیزی شدم. هنگام برگشت به نامزدم گفتم تا الان دقت کردی هر کی وضع زندگیش بهتر بوده سنگ قبرش هم گرونتره..اگه قرار یه یادبود باشه روی یه سنگ کوچک هم می شه اسم طرف رو نوشت دیگه لازم به این همه تشریفات نیست. که سنگ قبرش رو از فلان کشور بیارند و... بعد بدتر از همه اینکه می شه به فقر و غنای این افراد پی برد که شاید اونی که در دوران حیاتش کسی نفهمیده او چه طور زندگی کرده اما از سنگ قبرش می شه به اوضاع مالیش پی برد. ببین فاصله طبقاتی تا کجا نفوذ کرده . کاش یه قانونی بود برای سنگ قبرها که شرف کسی لکه دار نشه.

+ نوشته شده توسط خدیجه السادات میر امینی در یکشنبه بیست و ششم خرداد 1387 و ساعت 15:54 |
 
همیشه مصلحت روپوش دروغین زیبایی بوده است تا دشمنان حقیقت ،حقیقت را در درونش مدفون کنند.و همیشه مصلحت تیغ شرعی بوده است تا حقیقت را رو به قبله ذبح کنند.که
مصلحت همیشه مونتاژدین و دنیا بوده است.
                                                                                                                                                  
                                                                                              هیچ چیز جز خود حقیقت مصلحت نیست.
                                                                 معلم شهید دکتر علی شریعتی
                                                                                                                                                                                                          
+ نوشته شده توسط خدیجه السادات میر امینی در سه شنبه بیستم فروردین 1387 و ساعت 9:1 |

 

نمی دونم تا به حال کلمه (( دکل))  يا(( دکل بندی)) به گوش تون خورده يا نه؟بين  همکلاسيهاي دانشگاهيم يا هم اتاقيهام که به گوش کسی آشنا نبود. تو نقشه ايران وقتی به مازندران نگاه می کنی نمی دونم کدوم شهر نظرت رو جلب می کنه .


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط خدیجه السادات میر امینی در سه شنبه بیستم فروردین 1387 و ساعت 8:55 |
امروز وقتی داشتم از خیابون رد می شدم از دور جوانی را دیدم که در پیاده رو به مغازه ای تکیه داده و دردستش چیزی است و سرش بقدری پایین بود که به نظرم آمد دارد به خود تزریق می کند .کمی عقبتر از او و نزدیکتر به من در خیابان زنی ایستاده بود که حدس زدم مادرش هست .
ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط خدیجه السادات میر امینی در یکشنبه نوزدهم اسفند 1386 و ساعت 11:54 |
خدایا به من توفیق تلاش در شکست ؛ صبر در نومیدی ؛رفتن بی همراه ؛ جهاد بی سلاح؛کار بی پاداش ؛ فداکاری در سکوت؛دین بی دنیا ؛مذهب بی عوام ؛ عظمت بی نام ؛خدمت بی نان ؛ ایمان بی ریا ؛ خوبی بی نمود ؛گستاخی بی خامی ؛ مناعت بی غرور ؛ عشق بی هوس؛ تنهایی در انبوه جمعیت و دوست داشتن بی آنکه دوست بداند عنایت فرما.
                                                                                                           دکتر علی شریعتی
+ نوشته شده توسط خدیجه السادات میر امینی در یکشنبه نوزدهم اسفند 1386 و ساعت 11:43 |