برش هایی از واقعیت

اولین مردم نگاری ((مردم نگاری خوابگاه))

دانشجویان در خوابگاه در اوقات فراغت خود به این امور می پردازند :

گوش دادن به رادیو ،گوش کردن به موسیقی،مطالعه کتابهای غیر درسی ،روزنامه ،مجله،انواع بازی (ورق،گرفتن فال) ،جشن گرفتن ،استفاده از موبایل  ،ایجاد مزاحمت برای دیگران به منزله شوخی تلقی کردن ،گپ زدن، رقصیدن  ،مکالمات تلفنی ، قدم زدن در محوطه خوابگاه  ،

یا با  استفاده از امکانات خوابگاه نظیر :(تماشای تلویزیون ، سایت ، سالن ورزشی ، کتابخانه ، شرکت در مراسمهای مذهبی و آیینی،شرکت در کلاسهای ورزشی، ،شرکت در اردو های تفریحی یا مذهبی ) می توانند اوقات فراغت خود را سپری کنند.

نحوه اوقات فراغت در بیرون از خوابگاه

گشت و گذار در بازار، رفتن به سینما ،  رفتن به دریا و پارک ، رفتن به اماکن متبرکه

دانشجویان این امور را  به تنهایی یا با دوستانشان می گذرانند.

در این تحقیق در پی آن هستیم که با پاسخ گویی به سوالات  زیر هم  الگوهای اوقات فراغت بین دانشجویان ساکن خوابگاه  پی ببریم و این که خوابگاه چه نقشی در اوقات فراغت ساکنینش می تواند داشته باشد؟ چه  تفاوتی بین الگوهای اوقات فراغت متاهلین و مجردان وجود داشته باشد؟

تفاوت اوقات فراغت سال پایینی ها با سال بالاییها(که با این بحث می توان به روند تغییرت الگوهای اوقات فراغت دانشجویان طی حضورشان  خوابگاه پی برد.)تفاوت نوع اوقات فراغت آخر هفته ها با بقیه روزهای هفته؟تفاوت بین اوقات فراغت بومیان و غیر بومی ها؟

قرار است در  ترم مهر 1387 ، 4 روز در هفته ،  عصرها تا نيمه شب (چون در اين ساعات دانشجويان كلاس نداشته و در خوابگاه حضور دارند. ) و دانشجویان مقطع کارشناسی بررسی خواهند شد.

و از  روش های مشاهده مشارکتی ، انواع مصاحبه،  تحلیل تصاویر  و کمک گرفتن از اطلاع رسانها استفاده شود.

 

توصیف میدان                                                                                               

میدانی که برای تحقیق انتخاب شده خوابگاه حضرت زینب (س) محل اقامت دانشجویان دختر دانشگاه مازندران واقع در شهر بابلسر می باشد.و در حدود 1050 نفر جمعیت دارد.         

این خوابگاه دارای شش ساختمان است که چهار ساختمان آن بعد از در ورودی  در کنار هم قرار دارند(و در بین ساکنین خوابگاه معروف به بلوکهای جلو هستند. )و دو ساختمان دیگر در فاصله ی یک کیلومتری از چهار بلوک جلو قرار دارند که (که در بین ساکنین خوابگاه معروف به بلوکهای عقب هستند. ) بلوکهای جلو، ساختمانی سه طبقه و بلوکهای عقب ساختمانی چهار طبقه هستند.به جز بلوک یک که مختص دانشجویان کارشناسی ارشد است در بقیه بلوکها دانشجویان کارشناسی زندگی می کنند. در جلوی هر بلوک باغچه ای با  چندین درخت و در هر فصل با گلهای آن فصل وجود دارد .و  در جلوی هر باغچه یک نیمکت قرار دارد.که در فصل بهار وقتی هوا گرمتر می شود عصرها و شبها جای خوبی برای نشستن و گپ زدن دانشجویان است.

فاصله یک کیلومتری بین بلوکهای عقب  و جلو  مسافت  خوبی برای قدم زدن و پیاده روی کردن ساکنین خوابگاه است.                                                                                   

بعد از بلوک چهار به طرف بلوکهای عقب دو ساختمان سالن اجتماعات و سالن ورزشی قرار دارد .سالن اجتماعات محل برگزاری کلاسهای آموزشی و مراسمهای مذهبی و آیینی است. و دیگری سالن ورزشی ساختمان دو طبقه ای که طبقه اول آن محل انجام ورزشهای سالنی مانند فوتبال،والببال ،هندبال ،بسکتبال و گاهی انجام ورزشهای رزمی نظیر کاراته.و طبقه دوم آن جهت انجام ورزشهای ايروبیک می باشد.باشگاه در روز ،محل برگزاری کلاسهای درس تربیت بدنی عمومی و بعضی درسهای تخصصی رشته تربیت بدنی؛ و شبها بیشتر اوقات محل تمرین تیمهای مختلف ورزشی دانشگاه (بیشتر دانشجویان رشته تربیت بدنی) می باشد.گاهی اوقات کلاسهای رزمی نظیر کاراته از سوی خوابگاه جهت غنی سازی اوقات فراغت دانشجویان در نظر گرفته می شود.

سایت خوابگاه

در خوابگاه دو سایت اینترنتی یکی در بلوک دو و دیگری در بلوک پنج قرار دارد.سایت بلوک دو مجهز به 16 رایانه بوده .وبرای استفاده  ساکنین بلوکهای جلو و سایت بلوک پنج دارای 8 رایانه که برای استفاده ساکنین بلوکهای عقب تدارک دیده شده است .سایت ها از شنبه تا چهارشنبه از سه بعد از ظهر تا یازده شب و در روزهای پنج شنبه از ده صبح تا یک بعد از ظهر و از سه بعد از ظهر تا یازده شب وجمعه ها  از نه صبح تا یک بعد از ظهر و از سه بعد از ظهر تا یازده شب باز می باشد. هر فرد تنها حق استفاده یک ساعت در روز از سایت را دارد.و آن هم فقط استفاده علمی و پژوهشی .

کتابخانه ی خوابگاه

کتابخانه ی خوابگاه که به تازگی در ترم مهر 1387 افتتاح شده در بلوک 3 واقع گردیده و در ارتباط با رشته های مختلفی کتاب دارد  اما در ارتباط با بعضی رشته ها بیشتر و در مورد بعضی کمتر .مثلا کتابهای مربوط به رشته علوم اجتماعی به تعداد انگشتان دو دست هم نمی رسد.

هر بلوک دارای یک اتاق به نام  سالن تلویزیون می باشد که در بلوکهای جلو در طبقه دوم و در بلوکهای عقب در طبقه همکف قرار دارد.

 

دانشجویان از امکاناتی که خوابگاه در اختیار آنها می گذارد چه قدر در اوقات فراغت خود استفاده می کنند ؟                                                      

 سایت

اگر چه مسئولان سایت را برای استفاده علمی وپژوهشي دانشجویان قرار داده اند اما دانشجویان برای انجام کارهای غیر علمی و پر کردن اوقات فراغت خود هم از آن استفاده می کنند.

در مصاحبه ای که با دانشجویان انجام شد آنها می گفتند:" که فقط برای جستجوی علمی و انجام کارهای تحقیقی خود به سایت مراجعه می کنند و چون تنها یک ساعت حق استفاده از سایت را دارند ترجیح می دهند به تحقیقات خود بپردازند."

 اما واقعیت چیز دیگری است.بارها و بارها دیده ام که دانشجویان  نه تنها جست و جوی علمی نمی کنند بلکه  در جستجوی عکسهای بازیگران و خوانندگان ایرانی و خارجی ، مدلهای لباس و عروس...و یا در حال وبگردی و چت کردن هستند و ساعتها بی هدف در اینترنت می گردند .و اگر کسی بدون نوبت برای کار تحقیقی معطل باشد شاید کسی جایش را خالی نکند و فرد ناامیدانه باز گردد.

[یک بار که در حال جستو جوی کلمه سواد و مهاجرت بودم جستجو های  قبلی که باز شد  متوجه شدم  بین جستجوها کلمه سکس نیز می باشد. ]                                              

باشگاه ورزشی

 گاهی اوقات خوابگاه کلاسهای ايروبیک برگزار می کند که استقبال زیادی از آن می شود .و گاهی کلاس کاراته .در این جور کلاسها استقبال در جلسات ابتدایی بی نظیر است اما به مرور کاهش می یابد.دانشجویان بلوکهای جلو بیشتر از دانشجویان بلوکهای عقب در این کلاسها شرکت می کنند .تعدادی از مصاحبه شوندگان که ساکن  بلوک های عقب بودند می گفتند چون راه دور است و این کلاس ها بیشتر در شب برگزار می شود  وتنها هستیم نمی توانیم در این کلاسها شرکت کنیم .

همانطور که گفته شد سالن ورزشی در روز محل برگزاری  کلاسهای درسی است و شبها زمان برگزاری تمرین تیمهای مختلف دانشگاه . و در این بین اگر کسی بخواهد ورزش سالنی انجام دهد فضایی برای انجام ورزشهای دلبخواهی وجود ندارد. 

سالن تلویزیون

سالن تلویزیون اتاقی فرش شده است که  تلویزیون در یک طرف آن قرار دارد و روزنامه هایی که خوابگاه در اختیار دانشجویان قرار می دهد  در طرف دیگر آن پخش  شده است. همیشه چند نفری دور هم نشسته و در حال درس خواندن هستند .و به ندرت کسی را در حال روزنامه خواندن می ببینید.سالن تلویزیون مگر در زمان پخش فیلم یا سریالهای معروف  و یا پخش فوتبالهای حساس لیگ برتر یا تیم ملی شلوغ می باشد.

[ترم یک موقع امتحان پایان ترم مصادف بود با  مسابقات جام جهانی که  سالن تلویزیون جای سوزن انداختن نبود.هر گاه گلی زده می شد یکی محکم روی در می کوبید (به اصطلاح مازندرانی ها چکه ای می زد.)و بقیه به مدلهای مختلف جیغ می کشیدند.عده ای سرپا ایستاده ، عده ای دیگر دراز کشیده و عده ای هم نشسته بودند.چند نفر روی صورتها و بازوهایشان  با آبرنگ  به مدلهای مختلف پرچم ایران را کشیده بودند.عده ای که امتحان برایشان مهمتر بود گهگداری می آمدند نتیجه را می پرسیدند  و می رفتند.

(جمعه 27 دی 1387)  [

ساعت حول و حوش ده شب بود برای دیدن سریال حضرت یوسف به سالن تلویزیون رفتم.تعدادی از دوستانم و چند نفر دیگر را دیدم که  در حال درس خواندن و حاضر شدن برای امتحان فردا بودند .یکی از بچه ها کنترل در دستش  بود دائم کانال ها را عوض می کرد.کم کم سالن تلویزیون شلوغ تر شد.وقتی سریال پخش می شد

1-     عده ای فقط نگاه می کردند و حرفی نمی زدند.

2-     عده ای سریال را نقد کرده و دائم حرف می زدند.

یکی می گفت این صحنه ، صحنه  ملاقات شیطان با برادران یوسف است  . ایجا مصر است  چرا صحنه تکراری است. دیگری می گفت "چرا تمام زنانی که در مهمانی زلیخا با دیدن یوسف دست خود را بریدند هنوز بعد ده سال جوانند اما زلیخا پیر شده است." دوستش در جوابش گفت:" می خواهند نشان دهند که زلیخا به خاطر اینکه خیلی به زیبایی خود مغرور بود زیبایی خود را از دست داد. "

سریال به آنجا رسید که یوزارسیف برای سرکشی  در مورد چگونگی ذخیره سازی  گندم ها به شهرهای مختلف می رفت... یکی از دانشجویان سریع یک جک ساخت و به دوستانش فرستاد " از این پس یوزارسیف به جای احمدی نژاد سفرهای استانی  را در پیش خواهد گرفت .به گزارش کاریباما یوزارسیف هم اکنون در تبس به سر می برد."

و جایی که دختری  پس از دیدن یوزارسیف به برادر خود گفت او چقدر زیبا بود.با این حرف همه زذند زیر خنده و یکی گفت : "چه برادر بی غیرتی ".]

 

بیشتر دانشجویان در مصاحبات خود می گفتند:" حوصله نگاه کردن تلویزيون را ندارند .و اگر هم گاهی دوست داشته باشند نگاه کنند چون در دسترس نیست حوصله رفتن به سالن تلویزیون را ندارند . " "چند نفر از بچه ها هم می گفتند سالن تلویزیون کثیف است و بو می دهد ."پرسیدم بوی چه ؟ "بوی جوراب ."

بعضی از آنها هم  می گفتند:" حتی اگر خانه هم باشیم تا زمانی که کسی تلویزیون را روشن نکند ما آن را روشن نمی کنیم تا برسد به نگاه کردن."

کتابخانه

بر اساس  اطلاعاتی که از مصاحبه با مسئول کتابخانه به دست آمده بیشتر مرجعین از ساکنین بلوک سه  و از  رشته های الهیات و ادبیات هستند که بیشتر کتابهای داستانی و رمان  را به امانت می برند.

 

مراسم ها ی مذهبی و آیینی ( یکی از تفاوتهای الگو اوقات فراغت دانشجویان خوابگاه)

خوابگاه در مناسبات مختلف نظیر هفته بسیج ، هفته خوابگاه ها ،ولادت یا شهادت یکی از چهارده معصوم ،روز دانشجو... مراسم هایی تدارک می بیند که در سالن اجتماعات برگزار می شود .برای راحتی ساکنان بلوکهای عقب  گاهی هم سرویس ایاب و ذهاب قرار می دهد.

دانشجویان از مراسم هفته خوابگاه ها بیشتر از هر مراسم دیگری استقبال می کنند.

در مورد شرکت در مراسم های مذهبی (مثل دعای کمیل ،دعای ندبه ،زیارت عاشورا ) دانشجویان می گفتند:" هر وقت دلمان بکشد(به اصطلاح خودشان فاز دهد)شرکت می کنیم ."

چون این مراسم ها در روزهای پایانی هفته برگزار می شود بیشتر دانشجویان غیر بومی شرکت می کنند  و چون دانشجویان بومی به خانه های خود رفته اند فرصت شرکت در این مراسم ها را ندارد.

در مورد مراسم های آیینی باید گفت استقبال از آن به نسبت بیشتر است چرا که برنامه های متنوع تری دارد.مثل مراسمی که در آذر ماه به مناسبت هفته بسیج برگزار شد.

[ دانشجویان از بلوکهای عقب و جلو از رشته های مختلف در این مراسم که روز سه شنبه برگزار شده بود شرکت کرده بودند.در طی این مراسم عده ای دائم با هم حرف می زدند ، عده ای هم برای ساکت کرده گروه اول دائما می گفتند:" هیس ".که این اوضاع را بدتر می کرد . و تذکر مسئولان هم در این مورد راهکار نبود.حتی نگاههای خانم نصرالله پور سرپرست خوابگاه.  برنامه هایی مانند تواشیح ،نمایش ( این دو برنامه توسط پسران انجام می شد.) در موقع اجرای برنامه های آنها بیشتر تماشاچیان با موبایلهای خود عکس و فیلم می گرفتند. مجری برنامه زمانی که به سر سن می رفت چادر بر سر کرد و چون تا آن موقع چادر برسر نداشت عده ای او را مسخره می کردند.

بعد از مراسم بچه ها می گفتند:" فقط سخنرانی سردبیر روزنامه کیهان به این منایبت ربط داشت .نمایش با ابنکه خیلی خوب اجرا شد اما هیچ ربطی به موضوع نداشت. "

در طی مراسم دکورها یکی یکی به هم می خورد .مثلا پوسترها و پرچمها به زمین می افتاد به همین خاطر همه می خندیدند .]

اردوهای سیاحتی و زیارتی

خوابگاه هر ترم یک یا دو بار اردوهای زیارتی و سیاحتی برگزار می کند. از دانشجویانی که تمایل به شرکت در این اردوها را دارند ثبت نام می کنندو بعد از قرعه کشی افرادی را که نامشان از  قرعه در آمد در این اردوها می توانند شرکت کنند. و شانسی برای حضور همه در این اردوها وجود ندارد .

آیا تفاوتی بین الگوهای اوقات فراغت متاهلین و مجردان وجود داشته باشد؟ 

ممكن است در پس ذهن خيلي از مجردها اين تفكر باشد كه متاهلين بيشتر وقت خود در حال صحبت كردن با همسران خود باشند شايد اوايل ازدواج چنين باشد اما هر چقدر حرف بزنند به پاي بعضي از دختراني كه ساعت ها با دوست پسران خود صحبت مي كنند نمي رسند.

 [ یکی از دانشجویان متاهل تعریف می کرد" یه شب  هم اتاقی ام مهمان داشت، همسرم تماس گرفت چهار ، پنج دقیقه با هم صحبت کردیم .مهمان هم اتاقی ام به او گفت: چقدر کم حرف زد .هم اتاقیم گفت :او همیشه همین طور است.مهمان می گفت هم اتاقی ام با دوست پسرش روزی چهر پنج ساعت شاید هم بیشتر با هم صحبت می کنند.]

تا آن موقع كه موبايل مثل الان دست همه نبود پاي هر  تلفنهاي همگاني صف بود تا اين خانم ها اگر لطف كرده و اجازه دهند بقيه هم يك تماس كوچك بگيرند.

بعضي ها شايد  تا نزديكي هاي صبح پاي تلفن بودند .

اما از پارسال كه موبايل و خطهاي دائمي ارزانتر شد و در كنارش هم خطهاي اعتباري و ايرانسل به بازار آمده مشكلاتي را در خوابگاه به بار آورده است.

ديگر مثل سابق دختران مجبور نيستند در سرما و گرما پاي تلفنهاي همگاني بايستند.بلكه يا  در لاينها (راهرو) را مي روند يا پشت بعضي از بالكنهاي پنجره هاي راهرو مي نشينند و ساعتها در حال حرف زدنند.نيمه شبها كه حرف زدنشان بيشتر گل مي كند در راهروها راه مي روند و به قول بچه ها( فكر ملت را كه خوابند نمي كنند.) گاهي بچه ها به آنها تذكر مي دهند و آنها به آشپزخانه يا به سرويس بهداشتي مي روند.

[ یکی از دانشجویان تعریف می کرد : نیمه شب برای رفتن به دستشویی از خواب بیدار شدم ناگهان دختری قد بلند و خیلی چاق که در بغلش یک خرس عروسکی بزرگ بود از جلویم در آمد نزدیک بود از ترس وحشت کنم.

یکی دیگر می گفت : " هم اتاقی من از 12 شب تا سه صبح یا پای کیوسکه یا پشت بلوکها داره با دوست پسرش حرف می زنه." ] 

                

تغییرات در الگوهای فراغت در طی سکونت در خوابگاه

 

قدم زدن در محوطه خوابگاه (پیاده روی)

بچه ها  همیشه شبها پیاده روی می کنند . ( یا به اصطلاح خودشان رفتن به بلوکهای جلو ،یا عقب)

دانشجويان دو نفره و بيشتر و گاهي تنهايي شبها  و آخر هفته ها روزها و در بهار عصرها يه محوطه خوابگاه مي آيند وقدم مي زنند. و قدم زدن آنها به دلايل زير مي باشد.

 

1-از سر کنجکاوی که این خصوصیت دانشجویان ورودی است .اگر ورودیها در بلوکهای جلو ساکن باشند برای دیدن بلوکهای عقب کنجکاوند مثلا شنیده اند در مسیر بلوک پنج و از بلوکهای عقب ،خوابگاه نواب( که محل اقامت دانشجویان پسر دانشگاه است ) پیداست. با این که جز دو سه ساختمان نواب چیز دیگری دیده نمی شود ؛ ورودیها با این فکر  که می توانند پسرها را  ببینند راهی می شوند .و گاهی برای بهتر دیدن به  بلوکهای 5 و 6می روند و از آنجا نواب را نگاه می کنند.

(يك از دانشجويان مي گفت:وقتي ترم يك بوديم هر وقت بيكار بوديم با يك زير انداز و بساط چاي و ميوه در بين مسير بلوكهاي عقب و جلو مي نشستيم و با  هم بگو بخند مي كرديم يا آن موقع كه اين مسير حصار كشي نشده بود به شاليزارها و دريا از پشت بلوك پنج مي رفتيم).

2- برای هضم غذا و یا لاغر کردن خودشان

بيشتر دانشجويان معتقدند بعد از ورود به دانشگاه با اضافه وزن مواجه شده اند از اين رو براي لاغر كردن خود به قدم زدن مي روند.

3-از سر بی حوصلگی و برای هواخوری

بيشتر بچه براي اينكه لحظاتي از محيط دلزده خوابگاه به دور باشند و هوايي تازه كنند به محوطه مي روند با هم آواز مي خوانند.وقتي  موسيقي غم انگيز  گوش مي كنند با خواننده همراه مي شوند .وگاهي با شنيدن موسيقي هاي محلي با هم یکدست  مي رقصند.

4-با دوستانشان در بلوکهای جلو یا عقب کار دارند.

 

 

رقصيدن

دانشجويان ورودي چون سرزنده ترند همیشه اتاقهايشان شلوغ است.صداي موسيقي هاي شاد از اتاقشان شنيده مي شود.امااين مسئله به قول بچه ها به هم اتاقي ها بستگي دارد كه چقدر پايه اينكارند.

[يكي از دانشجويان كه اكنون ترم 6 است مي گفت:" ترم يك كه از بس هر شب اتاقمان سروصداي ساز و آواز  بود هم بچه هاي لاين و هم سرپرستان خوابگاه شاكي بودند.اما سال دوم كه بودم بچه ها لاين خيلي اهل رقصيدن بودند هر شب تو يكي از اتاقها بچه ها در حال رقص بودند ، يكي مراقب بود كه اگر از  سرپرستان كسي مي آيد بقيه را با خبر كند تا آرام شوند.يكي ديگر چراغها را خاموش روشن مي كرد و به قول خودش رقص نور راه مينداخت.

بچه ها بيشتر مشتاق ديدن  و ياد گرفتن رقصهاي مازندراني بالاخص نوري ،عربي ،تركي و كردي بودند.در اين بين هر  كسي كه در اين زمينه تخصص داشت شروع به رقصيدن مي كرد.بقيه هم كه مي خواستند ياد بگيرند حركات او را تكرار مي كردند كه گاهي آنقدر ضعيف بودند كه كسي كه داشت رقصيدن را ياد مي داد خنده اش مي گرفت.

اما از پارسال انگار بي حوصله تر شده ايم با اينكه همان اكيپ هستيم .فقط گهگداري مي رقصيم."]

عروس ،داماد

بيشتر بچه ها مي گويند وقتي ورودي بوديم در اتاق خود عروس ، داماد درست مي كرديم وبا ژستهاي مختلف پيشنهادي عكس هاي يادگاري مي گرفتيم . عكسهاي يكي از بچه ها را كه مربوط به ترم اولش بود را ديدم. عكسها اينطور بودند

[عروس تاب و دامن كوتاهي به تن داشت.و گونه ها و لبهايش را چنان قرمز ،و وسط ابروهايش را با مدادمشكي به هم وصل كرده بود. و معلوم بود از سر شوخي چنان خود را درست كرده .داماد را ي از بچه هايي انتخاب كرده بودند كه موهاي خيلي كوتاه و مردانه داشت و با آبرنگ براي خودش ريش پرفسوري گذاشته بود و با يك پسر هيچ تفاوتي نداشت.

يكي از بچه ها چادري بر دوششش گذاشته و روسري سياهي رو دور سرش گذاشته و دفتر بزرگي در دستش ؛ معلوم بود كه او عاقد است.عروس و داماد و عاقد روي صندلي نشسته و در زير پايشان مثلا سفره عقد پهن بود از آيينه گرفته و هر چه در يخچال بود حتي قوطي روغن ،ميوه هاي پلاسيده...

ديگري ريشي شبيه فرعون براي خودش كشيده بود و از جارو وظرف پمپي ژل و كلاهي كه در سر داشت مي شد فهميد او خواننده است. بقيه به طور مختلف خود را درست كرده بودند يكي چادر در سر داشت ديگري موهايش جلو سرش بود.يه ده نفري بودند.

در عكسي عروس و داماد حلقه مي زدند .در عكسي خواننده نگاه موزيانه به عروس داشت.در عكسي ديگر عاقد عروس را در آغوش گرفته و در دست داماد كاغذي بود كه روي آن نوشته بود"حلاله"

در عكس ديگر داماد يكي از مهمانها را در آغوش گرفته بود و عروس با چهره اي ناراحت او را نگاه مي كرد؛ در عكس ديگر داماد نگاه مرموزي  به بدن نيمه برهنه عروس انداخته بود...]

 

گپ زدن

زمانی که دانشجویان از کلاسهای درس فارغ می شوند برای صرف عصرانه دور هم جمع میشوند .فرقی نمی کند چند نفر باشند.با صرف چای گپ زدن ها شروع می شود.ممکن است این دور هم نشستن ها به بهانه صرف چای تا دو ساعت هم طول بکشد. در مورد دانشگاه ، مسائل مذهبي ،خاطراتشان،ازدواج ،مسائل جنسي ... گپ مي زنند.

دانشجویان ورودی بیشتر حول دانشگاه ،فلان همکلاسی پسر ،فلان سوتیشان و چون تازه با هم آشنا شده اند در مورد خانواده هايشان صحبت میکنند.

اما بچه ها در ترم هاي بالاتر كه صميميتشان بيشتر مي شود از اين موضوعها فراتر رفته و در مورد  سكس و ازدواج هم  صحبت می کنند.بيشتر دانشجويان مي گفتند:"وقتی با هم  جمع میشیم بيشتر در مورد سكس صحبت مي كنيم ."

یکی از دانشجویان هم می گفت  :"از یک چیز کوچک مثل پرتقال شروع می شود تا  اين كه کار به جاهای باریک می کشد." بعد در حالی که آرام بی آنکه صدایش را بشنوی گفت: "سکس.خلاصه  در مورد همه چی؛هر چه که فکرش را بکنی . "

دانشجویی دیگر می گفت: " صحبتمان از یک چیز فلسفی شروع می شود و در نهایت به ازدواج ختم می شود."

"یکی دیگر می گفت :ما وقتی با هم صحبت میکنیم  مثلا می گیم آقامون گفته دست به سیاه و سفید نزن... در حالی که هیچ کدام از ما  ازدواج نکرده ایم."

یکی از متاهلين ميگفت:" دوستان مجردم  بیشتر از من خواستند تا در مورد اينكه چه طور با همسرم  آشنا شدم صحبت کنم ."

يكي از متاهلين مي گفت:" وقتي داشتم خاطره ازدواجم را تعريف مي كردم متوجه شدم دوستانم به جايي خيره مانده و همه  در فکر فرو رفته اند ."

متاهلين با  هم بيشتر در مورد خصوصيات اخلاقي همسرانشان ،خانواده همسرشان ،مراسم عروسي و عقد ،مهريه ،جهيزيه و مهمتر از همه آموزش مسائل جنسي صحبت مي كنند.

حول و حوش مذهب

[یکی  از هم اتاقی های ترم دومم یک "سنی " بود .سوالهای زیادی  که درباره ی تفاوت احکام دین بین ما و سنی ها بود ذهنم را مشغول کرد ه بود از او پرسیدم بالاخره نفهمیدم وضوی ما درسته یا وضوی شما؟ او در جوابم گفت : "علی در جنگها وقتی آب  برای وضو کم بود آن طور که شما الان وضو می گیرید وضو می گرفت ." من هم  در جوابش  گفتم:" یعنی  علی به این راحتی احکام دین را زیر پا می گذاشت ؟" او در جوابم گفت : "مهم  این است که خلوص نیت داشته و خود را برای خدا خالص کنیم  چه فرقی می کند چگونه وضو بگیریم."

اما الان همیشه در  اتاق ما بر سر این که  کدام حرفمان غیبت است بحث و جدل است .هرکس استناد به جایی می دهد و می خواهد حرفش را به کرسی بکشاند.]

یکی از دانشجویان سنی در جواب دوستش که از او پرسید:"آیا واقعا عمر حضرت فاطمه را کشته؟" می گفت: "چطور باور می کنید که عمر  با دختر پیامبر چنین برخوردی کند. این حرف ها از زمان صفویه که با عثمانی های سنی دشمنی داشتند به وجود آمده است."

 

شیطنتهای خوابگاهی                 

از شیطنت های بچه ها در بلوک های عقب این است که گاهی به روشن و خاموش کردن چراغهای اتاق خود می پردازند و نوابیها هم با روشن و خاموش کردن چراغهای اتاق خود به آنها پاسخ می گویند .این کار معنای خاصی  از نظرشان ندارد.

گاهي هم كه برق قطع مي شود بچه ها به بالكن مي آيند و شروع به جيغ زدن و نور انداختن با موبايلهاي خود مي كنند و نوابيها هم كم نمي آورند و اين كار را تكرار مي كنند.گاهي هم با آتش زدن كاغذها صحنه هاي جالبي را ايجاد مي كنند .

ایجاد مزاحمت از طریق تلفنهای همگانی

در زیر هر بلوک 2 تا و جلوی در ورودی خوابگاه  4 تلفن همگاني قرار دارد.که یکی از  تلفن ها  شهری است.

يادم می آید تا یکی دو سال پیش که موبایل در دست همه نبود بعضی وقتها که می خواستم به دوستانم که بیرون از خواگاه خانه داشتند زنگ بزنم .جلوی تلفن شهری همیشه صف بود كم كم  متوجه شدم عده ای از   دانشجویان از خودشان شماره می گرفتند و اگر اتفاقی پسری گوشی را برمی داشت شروع به صحبت می کردند .یا اگر شماره پسری را پیدا کرده بودند به آنجا زنگ می زدند.و به اصطلاح خودشان مخ کا رگیری می کردند.

[مثلا وقتی پسر از آنها می خواست  خودش را معرفی کند با  اسم مستعار خود را معرفی می کردند.واگر می خواستند قرار بگذارند تا همدیگر را ببینند آدرس قیافه ای را می دادند که به همه شبیه بود الا به خودش.

به قول بچه ها" گاهی شکل یک دختر ساده گاهی سوسول و فشن گاهی  هم چادری می دادند . و وقتی سر قرار می رفتند و برمی گشتند از اینکه توانسته بودند کسی را سر کار بگذارند و علافش کنند خوشحال بوده و تا مدتها  صحبت محفلها و عامل خنده جمع بود.

اگر در بین بچه ها شخصیتی با خصوصیات ذکر شده وجود داشت ممکن بود بقیه را هم تحت تاثیر قرار می داد .چون تنهایی این کار بهشان نمی چسبید."]

 

یکی از بچه ها مي گفت:" وقتي ورودي بودیم   يكي از کارهای ما این بود که نیمه شب ها تلفن لاین را برمی داشتیم و شماره نگهبانی را می گرفتیم و سر به سرشان می گذاشتیم.مثلا می گفتیم :"الو سلام نگهبانیه ؟نگهبان می گفت بله بفرمایید.می گفتیم خب باشه به ما چه . یا الو آقا ببخشیدا ببخشیدا مزاحم شدم شماره صدو ده چنده .. بنده خدا نگهبان مثل اینکه خواب بود چیزی نمی گفت و گوشی را قطع می کرد.

یا نیمه شب ها کفشها را جابه جا می کرديم ...."

يكي ديگر مي گفت:" تا پارسال که یخچال ها در آشپزخانه قرار داشت یکی از شیطنتهای ما این بود که شیرینی یا میوه بچه های دیگر را از سر شوخی برمي داشتيم .ا"

این مردم آزاری را از کاغذی که بچه ها  پشت در یخچال ها مي چسباندند می شد فهمید.مثلا روي يكي از كاغذها نوشته شده بود " هر کی جعبه شیرینی رو برداشته سریع برگردونه ".کنارش هم شکل یه آدم عصبانی  را کشیده بودند.

ديگري مي گفت:" هم اتاقي هايم چند نفري دروغكي به بهانه سرم يا آمپول شبها تقاضاي آمبولانس مي كردند و به درمانگاه مي رفتند و الكي چند دقيقه آنجا مي ماندند و بعد بر مي گشتند."

 

تفاوت نوع اوقات فراغت آخر هفته ها با بقیه روزهای هفته ؟

بيشتر دانشجويان غير بومي كه آخر هفته ها در خوابگاه هستند چند نفري  به بيرون از خوابگاه  به امامزاده ابراهيم ،دريا ،بابلرود ،و بازار مي روند.

[بعضی از دانشجویان پاييز زماني كه خرمالوها برسند به كوچه هاي جلوي خوابگاه مي روند و از درختهايي كه از روي ديوار بيرون آمده اند خرمالو مي چينند. يا تابستانها به ته خيابان دانشگاه و از آنجا به دريا مي روند و .با لباس به داخل آب مي رويم وهمين نزديكي ها  شنا مي كنيم.تازه كلي دوست دختر ،دوست پسرها رو كه رو سنگها نشسته اند و عاشقانه حرف مي زنند را هم  مي بينيم."

بيشتر بچه مي گفتند:" وقتي ورودي بوديم هر هفته به امامزاده مي رفتيم.اما الان ماهی یکبار هم نمی رویم .چون حوصله اش را نداریم."

الگوهای دیگر فراغت

گوش دادن به موسيقي

بچه ها وقتی دور هم جمعند و در حال صرف چای و میوه هستند موسیقی شاد گوش می کنند. اما زمانی که تنهایند تمایل به گوش دادن موسیقی آرام دارند. شده است زمانی هم که با همند موسیقی غمگین هم گوش دهند.مثلا "گاهي آخر شبها  موسیقی غمگین گوش می دهند  و  پتوهایشان را به سر می کشند  و فقط صدای  هق هق گریه شان شنيده مي شود.".

مطالعه غير درسي

مطالعه غير درسي بيشتر به ويژگيهاي خود فرد بستگي دارد و اينكه چه قدر اهل مطالعه است.

دانشجوياني هستند كه روزنامه هايي را كه هر روز به خوابگاه مي آورند را مطالعه مي كنند و قسمتهايي را كه از آن خوششان آمده برمي دارند.و يا يكي از بچه ها مي گفت:" از سرگرمي هايم آخر هفته ها رفتن به فروشگاه شهر كتاب است  يك ساعتي در آن چرخ مي زنم و در نهايت چند كتاب مربوط به رشته خودم يا هر كتابي كه به نظرم جالب بيايد را  مي خرم."

اما بيشتر بچه ها يا اصلا اهل مطالعه نيستند يا اگر هم هستند مي گويند:" ترجيح مي دهيم با دوستانمان حرف بزنيم تا اين كه كتاب بخوانيم اما گاهي اگر مجله موفقيت يا خانواده سبز ...گيرمان آمد آن را مطالعه مي كنيم اما اين اتفاق كمتر مي افتد.

دانشجويان اگر مطالعه اي داشته باشند بيشتر در مورد مسائل زناشويي ،فال ،كتابهايي در مورد خصوصيات انسانها براساس ماه تولدشان و اينكه با متولدين كدام ماه ازدواج كنند بهتر است...

[براي مصاحبه درباره همين تحقيق به اتاق يكي از دوستانم كه ورودي است رفتم با هيجان بسيار به من گفت" اين كتاب را ببين براي بچه هاي حقوق است .در مورد اينكه چطور كسي با كسي صيغه مي شود ،شرايطش ،مهريه ،رابطه زن و شوهر نوشته..." از هيجانش تعجب نكردم اما از اينكه ذكر صيغه را نوشت خنده ام گرفته بود.

فال گرفتن

يكي ديگر از سرگرمي هاي دانشجويان در خوابگاه فال گرفتن به طرق مختلف مثل فال با ورق ،فال با قيچي ،فال حافظ مي باشد.

[ سال دو كه بوديم با يكي از سال آخريهای هم رشته ای خودمان دوست بوديم.روزي هم اتاقيهايش به اتاقمان آمدند و به ما گفتند فاطمه فال مي گيره ،و اسم شوهر آينده ات را مي گه.ما هم مشتاق شديم برايمان فال بگيرد .چراغ اتاق را خاموش كرد.چند ورق كاغذ را در ظرفي سوزاند و بااين حرف كه اول نيت كن ،بعد اسم خودت و پدر مادرت را بگو کارش را شروع کرد .خاكستر كاغذ را در حالي كه دامنش را بالا كشيده بود روي پاهايش ريخت و وردي خواند و با دست كشيدن روي پايش اسمي ظاهر شد .مو بر بدنمان سيخ شد ترسيده بوديم.براي هر پنج نفرمان اين فال را گرفت يا اسم خواستگارها  در آمد يا اسم دوست پسرها.

 وقتي او رفت همه در فكر فرو رفته ، مات و مبهوت بودیم كه ناگهان يكي از بچه ها گفت فهميدم چه طور اينكار را مي كند اول  به اتاقها  سرك مي كشد تا اسمي از زبان بچه ها  بشنود .وقبل از آمدنش  با صابون اسم هايي را كه  از دهانمان شنيده بود  را روی پاهایش نوشت.و وقتي خاكستر روي آن كشيد اسمها پيدا

 

شد.تازه فهميديم چه گولي خورديم. یادم آمد قبل از اینکه به اتاقمان بیاید به طرف سرویس بهداشتی می رفت."]

                               

بلوتوث بازی یکی دیگر از سرگرمی های بچه هاست که شبها  بلوتوث خود را روشن می کنند و منتظر می مانند تا یکی برای آنها عکس ، موسیقی ، فیلم بفرستد. 

تحليل يافته ها

با توجه به داده هايي كه در طي مشاهدات و مصاحباتم به دست آمد مي توان گفت:

1- وقتی از دانشجویان خواسته می شد تا تعریفی از اوقات فراغت ارائه دهند بیشتر آنها می گفتند:" زمانی که کلاس نداشته باشیم و بعد هم بخوابیم اوقات فراغت ما یعنی خواب ."

2- بيشتر دانشجويان برنامه ريزي درستي براي اوقات فراغت خود نداشتند مثلا ساعتها با دوستانشان بر سر مسائل بيهوده حرف مي زدند اما يك صفحه مطالعه نمي كردند.طبق اين تحقيق بيشتر اوقات فراغت دانشجویان در خوابگاه به گپ زدن  آن هم بر مسائل بیهوده مي گذرد.

3- عدم دسترسي آسان باعث گردیده تا عده ای از دانشجویان  نتوانند از تمام  امكانات خوابگاه  در اوقات فراغت  خود بهره ببرند .در این حال اطلاع رساني خوابگاه در مورد برنامه ها و امکاناتش نیز ضعیف است .مثلا یک ترم از افتتاح کتابخانه در خوابگاه می گذرد و هنوز بعضی از ساکنینش نمي دانند که در خوابگاه كتابخانه اي وجود دارد.[ یکی از دوستانم که در بلوک پنج است وقتی راجع به کتابخانه خوابگاه داشتم برایش صحبت می کردم او با تعجب گفت:" مگر خوابگاه کتابخانه دارد؟"]

4- بيشتر دانشجويان از تنهايي گريزانند و در جمع بودن را به تنهايي ترجيح مي دهند ."آنها معتقدند محيط خوابگاه به طور كل دلگير است.اگر تنها باشي خيلي به آدم سخت مي گذرد."

5- وضعیت امکاناتی که این خوابگاه در اختیار ساکنینش قرار می دهد به نسبت خوب است .اما استفاده دانشجویان از این امکانات در فراغت خود به ویژگیهای شخصیتی آنها بیشتر بستگی دارد تا ساختار خوابگاه .[ مثلا صحبت کردن با دوست پسر . بیشتر این افراد قبل از ورود به خوابگاه هم اهل این کارها بودند اما این روند در خوابگاه  تشدید شده است آن هم نه به علت تاثیر ساختارهای خوابگاه بلکه به علت دوری دانشجویان از خانواده هایشان و آزادی نسبی حاصل از آن .]

یا کسی که اهل مطالعه نیست چه  فرقی می کند کجا باشد.

و یا آن کس که اهل قدم زدن صبحها به جای اینکه با سرویسها خود را به دانشگاه می رود قدم زنان این راه را طی می کند. 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

                                                                                                                                                                                                                                                                                                 

 

 

                                                                                                                                  

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم بهمن 1387ساعت 15:17  توسط میر امینی   |